اسحاق بن اسماعيل دهلوى
60
غاية الشفاء
خشك ريشهء سطبر پديد آيد نشان مرگ باشد علاج اندر سوناخس اگر قوت مساعدت كند بفصد باسليق با اكحل بايد شتافت و خون بكثرت گيرند و اگر فصل سال موافق فصد باشد و نيز بيمار دستورى دهد خون چندان بايد گرفت كه بيمار غشى كند از بهر آنكه غشى بيكبار حرارت تپ را زائل كند و فصد روز اول يا دوم يا سوم بايد كرد باز پس اين نشايد و در فصد انتظار نضج نبايد كرد بهر آنكه خون خود پخته و نضج يافته باشد و بسيار باشد كه فصد و آب سرد از ديگر علاجها مستغنى سازد جالينوس مىگويد آنجا كه فصد و حجامت را مانعى و در احشاى آفتى نباشد كه آسان توان دريافت يا مضرت آن كمتر از مضرت تپ نيز علاج با آب سرد كرديم بعد از ان اگر قوت قوى ديدم بكشادن سده و كم كردن امتلاى مشغول شدم و در كشادن سده و كم كردن امتلاى داروهاى خشك به كار داشتم محمد بن زكريا مىگويد بسيار باشد كه تپهاى حاده از نوشيدن آب سرد در حال ساكن شود ليكن بعده تپى آهسته بازگيرد كه تا چهل روز يا بيشتر ماند يا رعاف يا عرق نكند زائل نشود و سبب آنست كه طبيعت در تهيهء بحران بوده و آب سرد از ان بازداشته و تاخير در بحران افتاده پس طبيب را واجب است كه نيك تامل كند اگر علامت بحران بيند در دادن آب سرد تاخير كند و اگر نه دليرانه آب سرد دهد از بهر آنكه خطر آن بزرگتر باشد چنان كه در محرقه ياد كرده آمد بههرحال آب سرد بايد داد و از ان نترسند كه بيمارى دراز كشد مىگويد من هر دو طريق آزمودم دادن آب سرد كمخطر است و بعضى اطباى گفته كه اندرين تپ استفراغ همچنانكه در محرقه كرديم به همان داروها درين تپ كردم شفاى حاصل شد و اگر به اين تپ تخمه باشد يا طعام دشوار مىگذرد توقف بايد كرد تا طعام گوارد پس فصد كنند جالينوس مىگويد هرگاهى كه اندر سوناخس فصد كرده شود ممكن نيست كه تپ تپى ديگر شود بدين سبب در سوناخس